قسمت دوم خاطره

بسم الله

صبح از خواب بلند شده و محیای دیدار دوست شدم.

اونقدر شلوق بود که اول قسمت شد برم زیارت حضرت اباالفضل(ع)

بعدش بین الحرمین را  شروع به زیارت شدم. تا رسیدم به طل زینبیه.

واقعاٌ آدم یه حالی میشه وقتی اون قسمت رو میبینه.تپه ای که حضرت زینب (س)

داره نگاه میکنه این ملعونین چه میکنند بر سر این برادر.

/ 4 نظر / 9 بازدید
نگين

ای دست هاي خسته برايم دعا كنيد يك پنجره به روشني قبله وا كنيد فردا همينكه نوبت من شد براي دل يك اسمان ستاره روشن رها كنيد ********** سلام. فکر کنم من اولین نفرم که......... از این بابت خوشحالم. پس تبریک منو بپذیرید. براتون ارزوی موفقیت میکنم. امیدوارم اونجوری بشه که میخواید. شاد باشید. یا علی.

خانم گل

خوش به سعادتتون ان شاءلله قسمت هر کی دوست داره بشه اگه دوباره گذرتون اون ور ها افتاد ما رو دعا کنين وبلاگ قشنگی هم دارين براتون ارزوی موفقيت ميکنم

علی

با سلام کل یوم عاشورا کل ارض کربلا ما کدوم وری هستیم هر روز عاشوراست و خیر و شر در مقابل هم و هر روز ندای هل من ناصر بلند و هر روز خیلی ها لبیک نمیگویند و در صف اعدا و اشقیا قرار میگیرند در این میدان ما کدوم وری هستیم عشق است امیر المومنین

شعله

سلام مرسی که اومدين اسم وبلاگتون و متن هاش هم خونی دارن اميدوارم که قسمت ما هم بشه زيارت اون امام عزيز اميدوارم که همه مون خادمين واقعی ايشون باشيم