خاطره نجف

بسم الله

راهی نجف شديم. هر کس را که می ديدی حال دگر داشت.

اول وادی السلام جايی که رموز در آن نهفته است.

رسيديم به حرم امام المتقين  .ايوان نجف عجب صفايی دارد...

اشک وصل جاری شد بغض ترکيد زمزمه شعر از درونم به برون رسيد

گرد حرم عشق هر چه بگردی سير نميشوی.

چه حاليست که خدا بمن داده

افسوس که فقط يک نيم شبی به وصال حرم عشق رسيدم.کاش لااقل شعرها و بوی حرم علوی به يادم ميماند.

/ 5 نظر / 11 بازدید
شاهد

سلام دوست عزيز بزرگي مي فرمايد: پرنده در آرزوي انوار آرامش بخش مهتاب است زنبور در آرزوي شهد شيرين گلهاي خوشبو است بيمار در آرزوي جام شيرين درمان است پارسا در آرزوي فيض ورحمت الهي است آن، زمان كه آشكار گردد، همه چيز آشكار مي گردد هنگامي كه پنهان است ، همه چيز پنهان است، آن خداوند است،فراسوي دسترسي كلمات....... اگر دوست داشته باشيد با شخصيت مورد نظر در وبلاگ بيشتر آشنا شويد مي توانيد به سايت شفاwww.shafaa.com مراجعه نماييد.

نجفی

به نام بهترین دوست سلام خوش به سعادت شما ،ما که همون نیم شب را هم سعادت نداشته ایم .

انتی ويروس

يا لطيف سلام عليکم منتظر ادامه هستم... چه زيباست... خاطرات سفر عشق... دل ما را ميبريد به ديار عشق... دعا کنيد نصيب ما هم شود... التماس دعا

روزنه

التماس دعا داريم از شما زيارت قبول